علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
353
تاريخ بيهق ( فارسى )
( 4 ) بعضى از دانشمندان كه در نسبت طبرسى تحقيقى كردهاند در خصوص طبرستان و تلفظ صحيح آن بادب الكاتب اين قتيبة نظر داشتهاند ، و از جمله صاحب روضات است كه در ذيل ترجمهء صاحب احتجاج مىگويد ( ص 18 س 21 و 22 ) طبرستان چنان كه حازمى ضبط كرده و عامه بر آن رفتهاند بفتح طا و با و را ليكن بنا بضبط ابن قتيبه ( كه آن را بمعنى اخذة الفاس گرفته ) بفتح دو حرف اول و اسكان سين است . پس از تمهيد اين مقدمات گوييم ، طبرسى در ابتدا براى نسبت بطبرس معرب تفرش وضع و استعمال شده ، و دليل اين امر ، تصريح مؤلف تاريخ بيهق است كه اصل فضل بن حسن از طبرس ( منزلى ميان كاشان و اصفهان ) بوده است . اين نسبت پس از ورود در بعض كتب و مؤلفات مورد بحث و تحقيق شد و از مراجعه كنندگان بكتب كسانى كه صاحب نسبت و موطن اصلى او را مىشناختند طبرسى را به همان وجه صحيح كه وضع و وارد شده بود خواندند و تفسير كردند ، و كسانى كه سابقهء اطلاعى از آن نداشتند براى دريافتن اصل آن بفرهنگهاى امكنه و كتب لغت و مأخذهاى ديگر مراجعه كردند ليكن بسببى كه در مقدمه گفته شد مطلوب خود را در ماخذهايى - كه در دسترس بود نيافتند و ناگزير بحدس و فرض متوسل شدند ، و يك عده ( طبرسى ) را محرف ( طوسى ) يا ( طبرى ) دانستند ، و اختلاف در نسبت يكى دو تن از صاحبان اين نسبت از اينجا ناشى شده است . عدهء ديگر باشتراك طبرسى با طبرستان در بيشتر حروف متوجه شدند و آن را منسوب بطبرستان و مرادف لفظ طبرى تصور كردند ، و براى تطبيق آن با قواعد صرف و لغت در صدد معلوم ساختن ضبط صحيح طبرستان بر آمدند ، و در مراجعه بماخذهاى مختلف بضبط يا تصحيح ابن قتيبة در ادب الكاتب برخوردند و از تصحيح او كه خود محتاج بتصحيح بود حركات حروف « طبرسى » را معلوم داشتند كه بفتح طا و با و سكون راء است ، و براى تكميل صحت و مطابقت آن با قياس سين را هم جزء كلمه گرفتند و طبرس را « چنان كه از كلام صاحب روضات كه در سابق نقل كرديم مستفاد مىشود » لغتى در طبرستان و بمعنى مازندران فرض كردند . بدين ترتيب نسبت به نسبت طبرسى دو عقيدهء مختلف كه تا مدتها « و ظاهرا تا حدود 1135 هجرى » باقى و مورد بحث بود بوجود آمد . و در ضمن اين اختلاف طبرس و طبرسى به كلى متروك و مهجور و بجاى آن تفرش و تفرشى معمول و مشهور گرديد ، و در نتيجه وجه صحيح طبرسى كه لغتى غريب مىنمود از اذهان دور شد و عدهء مأنوسين بوجه ناصحيح روى بفزونى نهاد ، در همين احوال دورهء فترت بعد از صفويه پيش آمد و نه تنها ايران بلكه جهان تشيع دوچار آشفتگى و پريشانى گرديد و سالها بازار علم و ادب بى رونق و اساس درس و بحث در هم پيچيده ماند ، و حوادثى كه بگفتهء آذر مؤلف آتشكده ادراك جزئيات را از خاطرها برده بود اختلاف و نزاع در لفظ طبرسى را نيز به كلى مرتفع ساخت ، و وجه ناصحيح اين نسبت كه اذهان بدان مأنوستر و شمارهء قائلين بدان بيشتر بود باقى و مسلم ماند ، و طبرسى بفتح طا و با و اسكان را بنوعى متفق عليه گرديد كه برخى از دانشمندان دو قرن اخير كه اهل طبرستان بودند خود را بدان ملقب ساختند و بر عدهء انگشت شمار منسوبين بطبرس « اما بمعنى طبرستان » افزودند .